دقایق شیرین زندگی

آمدم ،تا بگیرم دست تو

سربه رو و شانه های عشق تو 

لفظ الفاظ تورا گر بفهمیدم ،عاشقم  

زندگیم رابه دست تو سپردم،عارفم  

اگرچه‌با منی اما به دور گردنم 

طوق ترانه ساز شادان عالمم 

من و تو را خداوند آفریدهاست بهرهم   

تا مداوم روزگاران سروهم دامان هم 

۳ ۰ ۰ دیدگاه

واژه عشق!

عشق چیست؟

گاهی پرواز یک کبوتر از قفس ،

گاهی لبخند زیبای پیرمرد هیزم شکن ،گاهی نگاه سبز یک آشنا،

گاهی پیداشدن یک کلید گم شده ،گاهی نفس کشیدن یک ماهی قرمز ،

در آخر سرپناهی برکلبه چوبی است که گرمایش تا ابد دروجودت می ماند...!

۳ ۰ ۰ دیدگاه

می خواهی دیده شوی؟

خوش قلب که باشی همه تورا می بینند،خدااز همه بیشترتو را می بیند...!

۳ ۰ ۰ دیدگاه

تبسم

درفراسوی ابرها بارها از کنارت گذشتم مه سنگین اطرافت را فراگرفته بود با خود گفتم تبسمی است در نگاه  چهره ام اما او خودش بود ،نه تبسم بود و نه ابر و نه مه...!

۳ ۰ ۲ دیدگاه

یادگار

تورا در الطافم  می نگارم

 به یادت روزها رامی شمارم

بهار آمد توراهمراه خودداشت 

خداوندابهارم را نگهدار...!

۳ ۱ ۱ دیدگاه